السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

550

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

از ابوبكر . و گفته‌اش : بهترين امّتم ابوبكر ، سپس عمر است و گفت : اگر بعد از من پيامبرى بود ، عمر بود . و گفت : عثمان برادرم و دوستم در بهشت است . » ليكن ملّايعقوب لاهورى ، به نادرستى اين استدلال توجّه داده و در « شرح التّهذيب » گويد : « به جهت گفته‌اش عليه السلام بهترين امّتم ابوبكر و سپس عمر است ، و او عليه السلام گفت : اگر بعد از من پيامبرى بود ، عمر مىبود . شكّى نيست كه اين‌ها و آن‌چه پس از آن آمده دلالت بر برترى كسى دارد كه درباره‌ى برتريش وارد شده است ، امّا به گونه‌اى كه اهل حقّ ادّعا مىكنند ، در ثابت‌بودن اين ويژگى براى او نوعى ترديد است ، و اگر اين دليل را برپا كنيم كه اگر بعد از او عليه السلام پيامبرى بود ، او از غيرش بهتر بود ، و اينكه عمر به تنهايى براى رسيدن به نبوّت صالح است بر اين فرض كه نبوّت پايان نيافته باشد ، لازمه‌اش اين است كه عمر برتر از ابوبكر باشد ، و اين تخصيص در تنصيص اخلال ايجاد مىكند . » 4 - باطل بودنش با بداهت عقل اين حديث مورد ادّعا از ساختگىهايى است كه باطل‌بودنش با بداهت عقل معلوم و آشكار است ، مانند ديگر روايت‌هايى كه درباره‌ى مقام ابوبكر و عمر روايت شده است كه بعضى از آن‌ها را فيروزآبادى نقل كرده است كه متن گفته‌اش پيشتر آمد بلكه آن بزرگتر و شگفت‌انگيزتر از آن است همان‌گونه كه واضح است . 5 - ضعيف بودن اسنادهايش افزون بر آن‌چه گذشت ، سند اين حديث ضعيف است و چنين توضيح مىدهيم كه : اين حديث را - غالباً از حديث « عقبةبن‌عامر » نقل مىكنند و مدار آن بر « مشرح‌بن‌هاعان » است . ترمذى گويد : « ما را حديث كرد سلمةبن‌شبيب ، از مقرى ، از حياةبن‌شريح ، از بكربن‌عمرو ، از مشرح‌بن‌هاعان ، از عقبةبن‌عامر كه گفت : رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : اگر بعد از من پيامبرى بود ، عمربن‌خطّاب بود . اين حديث غريبى است كه آن را